السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )
128
فرحة الغري ( فارسي )
باب چهاردهم در ذكر اخبارى كه از جمعى از بزرگان علما و فضلا در اين معنى منقول گرديده . بدان كه چون مطلب از اختفاى دفن آن حضرت آن بود كه از دشمنان مخفى باشد ، از اجانب و مخالفان كم كسى بر اين معنى اطَّلاع يافت و اگر بعضى از ايشان دانستند باز به اخبار شيعيان و اهالى دانستند ؛ لهذا اكثر علماى مخالفين اعتراف كردهاند در كتب خود به جهل ؛ امّا نزديكان و مخصوصان اكثر مطَّلع بودند ؛ چنان كه منقول است به دو سند معتبر از هشام بن محمّد كه گفت ابو بكر بن عيّاش به من گفت كه از ابى حصين و اعمش و غير ايشان از علماى عامّه پرسيدم كه آيا كسى شما را خبر داد كه نماز بر حضرت امير المؤمنين ( ع ) كرده باشد يا در دفن آن حضرت حاضر شده باشد ؟ گفتند : نه ؛ و از پدرت محمّد بن سائب پرسيدم ؛ گفت كه شب آن حضرت را بيرون بردند حضرت امام حسن و امام حسين - عليهما السّلام - و محمّد بن الحنفيّه و عبد الله بن جعفر و چند كس از اهل بيت آن حضرت ، و دفن كردند آن حضرت را مخفى در پشت كوفه . گفتم با پدرت كه چرا چنين كردند ؟ پدرت گفت : از ترس آنكه مبادا خوارج و غير ايشان قبر آن حضرت را بشكافند و خواهند كه آن حضرت را بيرون آورند . و در كتاب استيعاب مذكور است كه بعضى گفتهاند كه حضرت امير المؤمنين ( ع ) در نجف حيره مدفون است و از حضرت امام محمد باقر ( ع ) منقول است كه قبر آن حضرت معلوم نيست كه در كجاست . و ابن ابى الحديد در كتاب شرح نهج البلاغه قصّهء نمكينى نقل كرده است از ابن غاليه كه او گفت كه من در مجلس اسماعيل كه رئيس حنابلهء بغداد بود و در علم فقه و اجماع و خلاف و منطق ماهر و شيرين كلام و خوش زبان بود ، حاضر بودم و با او صحبت مىداشتم ؛ شخصى از حنابله كه قرضى بر شخصى از اهل كوفه داشت ، داخل شد و شكايت آن مرد كرد كه قرض مرا نمىدهد ؛ و اتّفاق افتاد كه در زيارت غدير به كوفه حاضر شدم و در آن روز بر سر قبر حضرت امير المؤمنين ( ع ) جماعت بسيار حاضر